تبليغاتX
جوانان پان ایرانیست
چو ایران نباشد تن من مباد

* * * نیایش نوروز * * *

 ای خدای که از برترین برتریها به برترین برتری. برتری.به تو نماز آوریم .به تو نیاز آوریم

تا هرآن کس که سالها بر او گذشته و در آستان سالی نو به پیشگاه پر شکوه تو برپاست.به بزرگی خود.به آن شگرف نیروی خود را هبر شوی.

تا رخ نپوشی تو ای برترین بزرگ ای زورمندترین توانا ای زیباترین هستی که چون تو رخ پوشی دیگر ما خود نبینیم.ای زهر چه برتر .تو خود مایی که خدایی تو خدایی که خود مایی.

تو رخ پوشی چه باشیم.چو رخ پوشیم چه باشی..

بی تو نه بزرگی هست که بزرگترین نیست.

نه زیبایی هست که زیباترین نیست.نه راستی هست که راسترین نیست.

خدا با ما باش .تو همه چيزی باش که چیزی باشیم..

تا ایران باشد تا ایران باشد تا ایران باشد.

ایران که جایگاه شناسایی توست .ایران که جای فرهنگهاست

ایران که جای مردهاست

تو در ایرانی و ما در ایران ....گر ایران نباشد دیگر....

دیگر تا زیبایی پرستیم.تا نیکی آموزیم .تا دوست بداریم .تا مهر ورزیم .چون مهر .به گلها .به سبزه ها .به گیاهان.به جانداران .به زیبایان.تا مهر پرستیم. مهر زیبا و رخشان را .مهر پاسدار پیمانها را .مهر پاسبان دودمان ها را.مهر پیروزگر سپاهیان را.مهر هستی بخش ایران را

تا خوب باشیم :چون دریا .به خروشیدن .جوشیدن و بودن.به کوشیدن و رفتن و نیاسودن

چون کوه.به آرامی وسنگینی وشکوه.به بلندی.به سرکشی چون شیرکه به نیروی بسیارغرش به نرمی کنیم.

چون شاهین که فراز دوست باشیم ونیلگونی آسمان پرست.چون سرو راست وچون شراب خندان.

دیگرتابجنگیم.که تو به ما هستی داده ای .باید که باشیم .که توخواسته ای.باید که بجنگیم تا باشیم..

تا بسازیم.بیا فرینیم..

آفرینش از آفریدنی است همیشه و بی ایست.آن هستی که هست و به جنگ است.آفریدن است.ای آفریدگار و ما که هستیم .آفریده ای هستیم و چون خواهیم باشیم.جنگند ه ای آفریدگار...

بجنگ آفرین که به جنگ است جهان آفرین.به ما آفرین که بجنگیم همچنان.دیگر تا به راه نیاکان باشیم و بیاد نیاکان .تا چون بفرودگان بفراز آیند و بر ما نگرند .نگران نشوند بدانند که به خوی ایشانیم و به سوی ایشان.به نیکی یادشان کنیم و بکوشش یادشان در جهان بر جای داریم.

دیگرتاشادباشیم به هرکار.پیروزباشیم به هر پیکارسرباز باشیم به جنگی مدام به راه ایران

==================================================

به يادبزرگ آموزگارم شهيد دكتر محمدرضا عاملي تهراني(آژير)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 14:34  توسط ایرانی  | 

گفتگو با دكتر ابراهيم ميراني.حقوقدان و كارشناس مباحث قوم گرايانه(عضوشوراي عالي رهبري حزب پان ايرانيست)

آيا فارس ها در تحركات قومي اعراب خوزستان نقشي دارند؟

جناب آقاي ابراهيم ميراني/با سلام ودعاي خير وارزوي توفيق از شركت شما در اين گفتگوي مكاتبه اي سپاس گذار ومسرورم در اين بحث به عنايت به توانايي شمادر مباحث ناسيوناليستي و همچنين تجارب و آگاهي شما به عنوان ناظر مسائل خوزستان اين پرسش را مطرح مي سازم كه :آيا ما فارسها (يا فارس زبانها)در ايجاد برخي از بحران ها و شورشهاي قومي بي تقصير هستيم ؟براي روشن شدن موضوع به گفته اي از دكتر حسين بشيريه از كتاب(جامعه شناسي سياسي)ذيل به عنوان نقش اقوام و اقليتهاي قومي در سياست استناد مي كنيم.او در اين باره مي نويسد پيدايش مشكل اقليتهاي ملي و قومي در درون كشورها حاصل پيدايش ناسيوناليسم نوين بوده است كه هم موجب تقويت احساس همبستگي قومي اقليتها شده و هم احساسات ناسيوناليستي قوم حاكم را را تقويت كرده است ؟

به عبارت ديگرناسيوناليسم احساسي كه متفاوت با ناسيوناليسم خرد گرااستبراقوام مركزي مستولي شده از يكسواحساسات قومي اقليتها را تحريك مينمايد واز سوي ديگراحساسات قوم حاكم را تحريص ومضاعف مينمايد البته ترديدي نيست كه بايدبا احساسات منفي و افراطي اقوام حاشيه كشورمبارزه نمود ليكن يكي از عوامل اصلي افزايش احساسات منفي وافراطي در اقوام حاشيه همانا افزايش اين احساسات منفي وافراطي در فارس زبان هااست بااين توصيف به جهت مسئوليت بيشتري كه اقوام حاكم دربرابر ديگراندارند لازم است كه با مطالعه دقيق و روشن ان دسته از احساسات منفي وافراطي قوم حاكم را از احساسات مثبت وسازنده باز شناخته وپيشگيري ومقابله با ان را به صورت جدي مشي وسلوك خويش بنماييم تا ازجریحه دار شدن احساسات اقوام اقليت وتحريك انها به اقدامات كنش ها و واكنش ها ي منفي وخطرناك جلوگيري به عمل اوريم در اين باره نظر شما چيست؟

دوست گران مايه امبا درود فراوان و با ارزوي گشايش دريچه هاي ازاد انديشي وبگوش رسيدن پژواك هاي بيان كننده اسيبها ودردهاي جانكاه اجتماعي و سياسي كه بهتركيفيت ملت بزرگ ما واقوام هميشه ايراني ما را در معرض چالش هاوخطراتي بالقوه و ندانم كاري ها قرار داده است و اميد برآنكه هرچه زودتر درمان پذيرد و شما را در انجام رسالت فرهنگيتان پيروز گرداند.

پرسش شما در خصوص تقصير يا قصورپارسي زبانها در ايجاد برخي از بحرانها و شورشهاي قومي را بايد از چند زاويه و ديدگاه پاسخ داد و همچنين استناد جنابعالي به بخشهاي از از استنباط و تحليل جناب دكتر بشيريه را از ناسيناليسم نوين(دركتاب جامعه شناسي سياسي)نيز نيازمند توضيحاتي كه لازم مي دانم كه ضرورت بيان آن در اين برهه از زمان الزام آور مي نمايد بدين سبب ناچارم به مقوله (تقصير)كه به عنوان علت و موجد حوادثي ناخوشاينددر برخي از اقوام نشسته در ايران فارغ از ريشه هاي نژادي.زباني.و مذهبي بپردازم كه در دوراني به درازاي دهها قرن و بلكه از زمان پيداش و تكوين ملت و مدنيت ايراني زندگي و سرنوشت مشترك با اين ملت كهنسال دارند.اما اكنون رودررو با چالشها و تحريكات دورن مرزي و برون مرزي قرار گرفته اند.

1- من كه برحسب ضرورت و گاهي به صفحات تاريخ توجه داشته ام در درازاي تاريخ بجز دو يا سه مورد گذرا كه نتايج و عقبه جنگ جهاني دوم و حاصل خواسته ي استعماري از بحرانها و شورشهاي قومي در مهمانان اثري نديه ام آنها هم عمدتا از سوي فرهيختگان اقوام همان مناطق به ناكامي انجاميده است و انگيزه هاي اين بحران ها هم همانا كم توجهي بوده كه زمينه هاي آنرا جهان خوران درآن مناطق بوجود آورده بودند.بديهي است حتي در اين موارد من انگيزه بوجود آمدن بحران را ناشي از تقصير ايرانيان نمي دانم كه گناهشان فقط تكلم يانگارش زبان و (خط دري)كه در طول زمان تكميل گرديده و به شكل كنوني زيان رسمي همه ي ايرانيان به عنوان زبان فارسي مورد استفاده است.اين زبان به دلالت خود زمان تركيبي از فارسي و عربي و برخي از واژه هاي ديگر است كه هزاران سال است ميثاق قراردادي ملت ايران مي باشد.و وجه تمايز ملت يكپارچه ايران با ساير ملل جهان شناخته شده است.اين رويداد تنها ويژه ي ملت ايران نيست بلكه درميان تمامي ملتها و كشورهاي جهان چنين وضعي حاكم است.كه نوعي فرهنگي و نماد يگانگي ملي و همدلي و تبعيت از ميثاق فرهنگي خودخواسته ي نياكان از هر تيره و قبيله و قومي است.و تا كنون از اين رهگذر آسيبي به بافت ملت ما نرسيده است در كجاي تاريخ كهن و معاصر مي بينيد كه اقوام گوناگون ايراني با انگيزه ي زباني به جان هم افتاده باشند.يا آيين و يا سنتهاي خود را به ساير اقوام و مردم تحميل كرده باشند . پس هرگاه نمونه هاي كمرنگي از اين قبيل تقصيرها را آنهم بسيار محدود در فصول معمولا فطرت ملت ايران مشاهده مي كنيم از ناحيه (حاكميت ها)سر زده است و هيچ گاه يك قصور مردمي و قومي از سوي فرمانبران كه اكثريت اقوام ايران يرا تشكيل مي دهند به تحقق نرسيده است.همه ي ايرانيها در دوره هاي فرمانروايي مستبدين گرفتار ستمها و مظاليمي بوده اند كه گاهي ستم يك قوم تلقي شده ليكن اولا بسيار كوتاه مدت بوده و شكست خورده است و ثانيا اين قبيل ستمها كه هرگز در قالب ناسيوناليسم قومي يا نوين قابل بررسي و تحليل نيست.

2- مشكل اساسي ما و برخي از جامعه شناسان فرهيخته ايراني كه قالبا تحت تاثير تاريخ نگاران يا جامعه شناسان غرب هستيم اين است كه مفاهيم و واژه ها و پديده هاي اجتماعي را در جايگاه علمي و جامعه شناسي تاريخي جستجو نكرده و نمي كنيم.چه بسا در تحليل مكتب علمي ناسيوناليسم دچار استدلال (شوونيسم)يا گرايشات حاد نژادپرستانه (راسيسم)وقوم پرستانه يا( قوم گرايي)مي شويم كه به هيچ وجه ارتباطي با ناسيوناليسم در جايگاه علمي ان ندارد.(ناسيوناليسم) در معني واقعي آن ناظر برشناخت ( ملت )است.با تمام كميت و كيفيت آن و انديشيدن به مصالح و منافع ملي و تدوين برنامه ها و قوانين عادلانه ي زيست سرفراز و يگانگي و پيشرفت و اقتدار ملي .وهرگز نمي توان در چهارچوب قوم خاص- زبان خاص - مذهب خاص محصور بماند.زيرادرآن صورت ماهيت و محتواي خود را از دست مي دهد.

(ناسيوناليزم)به اقتضاي نيازهاي ملي و شاداب نگه داشتن ملت به رويكردهاي الزامي و بايدهاي حياتي همچون سوسياليزه كردن -يا ملي كردن-دموكراتيزه نمودن جامعه خود مي پردازذ زيرا معتقد است كه فرد ساخته و پرداخته ي خانواده و خانواده ها تشكيل دهنده ي ملت هستند در طول حيات تاريخي و زندگي مشترك ملتها ميراث دار محيطي هستند كه در آن با پيروزيها و شاديها و غمها و نارسايي ها و فراز و فرودهايي را پشت سر گذاشته اند و در نتيجه تلاش همه ي انها درسده هاي پيش فراق از منافع قومي و قبيله اي آفريده و ساخته اندو برپا كرده اند تا آنجا كه مرزها استوار و پابرجا شده و حدود قدرت زنجيره حاكيمت ملي برشانه هاي اقوام گوناگون ليكن همدل در تاريخ و جغرافياي سياسي جهان- خودرا به ثبت رسانده و به باور جهانيان استوار گرديده است.

3-آنچه كه دغدغه ي كنوني برخي از اقوام هموطن ما را تشكيل مي دهد عمدتا ناشي از عدم حاكميت عدالت اجتماعي- اقتصادي -سياسي و حتي فرهنگي است.كه منحصر به يك قوم خاص نيست بي اعتنايي به مطالبات مردم - عدم توزيع عادلانه ي ثروت و خدمات و محروميت هاي ناشي از فرقه گرايي و سليقه هاي منطقه اي برخي از صاحبان قدرت احساس تبعيض و ناروايي را در بسياري از مردم ساكن ميهن ما بوجود آورده است .بديهي است كه در چنين شرايطي قدرت هاي سلطه گر جهاني بيكار نمي نشينند و وجود رسوبات افكار تجزيه طلبانه كه ميراث شوم و ويرانگر و پاره پاره نمودن سرزمين هاي استراتژيك جهان سوم - بوده هم در قالب آتش زدن به گرايشهاي قومي و به انحراف كشاندن مطالبات مناطق و اقوام مختلف ميهن ما بي تاثير نمي باشند.

فراموش نكنيم كه هرگونه كاستي و بي توجهي و ضعف اداري و رفتاري حاكميت تنگ نظر با استقرار يك حاكميت ملي كه به كل مجموعه ملت مي انديشد و خود را خدمتگذار آحاد ملت مي داند قابل جبران است ليكن آنچه كه جبران ناپذير است-پاره شدن زنجيره ي همبستگي ملي اقوام ما است كه به بهانه ي آگرانديسمان كردن - تقصير زبان پارسي و يا فارسي زبانان است غير متحمل نيست.

ملت از خاك و خون و آرمانهاي كهن ساخته شده است و اين عناصر اساسي را نمي توان از هم جدا كرد.از دست دادن يك سرزمين يعني از دست دادن يك بخش از پيكره ي ملي - از دست دادن انسانها يعني از دست دادن بخشي از خون ملت ولي از دست دادن آرمان (يگانگي ملي)يعني از دست دادن روان و پيكر ملت ايران- حادثه اي كه انسان - خانواده-قوم و قبيله و ملت را به كام نابودي و هدم مي كشاند و نتيجه ي تقصير همگان و غلبه ناسيوناليسم هاي كاذب قومي -زباني و مذهبي است.

ماهنامه ايران مهر -شماره 20-21بهمن و اسفند 84

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 1:10  توسط ایرانی  | 


محسن پزشكپور در سالگرد قرار داد ننگين تركمن چاي:اران و قفقاز ، همچنان بخشي از خاك ايران به شمار مي روند

  http://www.tabriznews.com/default.asp?id=1140353331

تبريز نيوز:سرويس سياسي:يكم اسفند ماه ، يك صدو هفتاد و هشتمين سالگرد انعقاد قرار داد ننگين "تركمن چاي" و جدايي سرزمين قفقاز و اران از ايران بزرگ است.
در اين خصوص "پيمان پاك مهر" ، گفتگويي با "محسن پزشكپور"، بنيانگذار حزب پان ايرانيست انجام داده كه در زير آمده است.

تبريز نيوز:جناب پزشكپور به عنوان سرآغاز ، در مورد ماهيت قرار دادهاي ننگيني چون "تركمن چاي"، كه به مردم ايران تحميل شده توضيحاتي داده و بفرماييد مواضع حزب پان ايرانيست در قبال اينگونه عهد نامه ها چيست؟

"محسن پزشكپور": ما اين گونه عهدنامه ها را در واقع با بيان پسوند تحميلي معرفي مي کنيم، براي اينکه اين گونه قراردادها چه از نظر حقوق بين الملل و چه از نظر حقوق داخلي هر ملت داراي ارزش ، اعتبار و رسميت نيست، پس بايد در نظر داشته باشيد در مورد قرارداد شوم "ترکمن چاي" و يا قبل از آن ، قرارداد "گلستان" و يا قراردادهاي مشابه بدانيم که اين ها بر ملت ايران تحميل شده و اصولاً رسم استعمار اين است که بوسيله سياست هاي استعماري، با جنبش ها و قدرت هاي اجتماعي و نتايج حاصله از آن در تقابل و تعارض مقابله باشد.
بنابراين چنين قراردادهايي تحميلي هستند و قراردادهاي تحميلي در هيچ نظام قضايي اعتبار قانوني ندارد.هر ملتي با لغو اين نوع قراردادها بايد براي اعاده حقوق از دست رفته خود اقدام عاجل و مؤثر انجام دهد و اين راهي است که "پان ايرانيسم" طي کرده و مي كند.به همين دليل است که "پان ايرانيسم" نهضتي ضد استعماري بوده و ما در تمام اعلاميه ها و گفتگوها باطل بودن چنين قراردادهاي استعماري را بيان کرده و مي کنيم.
تبريز نيوز:در همان سال هاي نخست مردم مسلمان و ايراني فرهنگ اران و قفقاز پس از آن كه از مام ميهن جدا شدند ، چه اقدامات عملي براي پيوستن دوباره ايران انجام دادند؟

"محسن پزشكپور":اولاً اين موضوع را بايد يادآور شوم، و همه ميهن پرستان و مبارزان ضداستعمار بدانند، که پان ايرانيسم از ابتدا مسايل را به اين کيفيت بيان داشته كه ما نمي گوييم جدايي از سرزمين و يا ساختار سياسي و حکومتي ايران و يا جدايي از دولت ايران، بلکه توجيه و تفسير ما بر اين اساس قرار دارد که اصولاً مناطق ، اقوام و سرزمين هاي ايران را از يکديگر جدا کردند ، چون هر کجاي " ايران زمين " خودبخود و بدون اينکه ما بخواهيم جزيي است از ميهن بزرگ "ايرانيان" .چرا كه اگر بگوييم " از ايران جدا شده اند " يعني ايران و آن مناطق تجزيه شده را از ايران، جدا بدانيم. پس بطور قطع بايد اين مسيله را در نظر داشته باشيم که " ما مي گوييم مناطق ايراني خانه نشين از يکديگر تجزيه شده اند "، نه از يک مقوله اي به نام محور مرکزي ايران.

به همين مناسبت است که ما در مورد " بادکوبه " ( باکو ) همان پيوندها را داريم که با مردم ساير نواحي و چه بسا ممکن است در جنبش هاي آزادي بخشاينده، نواحي مختلف ايران که شامل " جامعه بزرگ ايراني"هستند به حرکت بيايند و رستاخيز (رستاخيز وحدت بخش ) از آن جا آغاز شده و حرکت کند. پس بايد اين سيوال را اين گونه تصحيح کرد كه ؛ مناطقي که از يکديگر جدا شده اند چه سرنوشتي خواهند داشت؟ به همين مناسبت برخي که مي خواهند عليه پان ايرانيسم اقدام کنند، مدعي اند که اين " پان ايرانيسم " يک نوع " اگوييسم " سياسي و يا حرکت استعماري جديدي است تا اينکه بر مناطق مختلف حکومت يک مرکز سياسي و اداري را تحميل کند! ، كه چنين نيست . " مثلا " در مورد قفقاز، قفقاز از خصوصيت برخورداري از سرزمين هاي ايراني نشين بهره مند است.
افغانستان هم اکنون توسط فرزندان ايراني به حرکت خود ادامه مي دهد ، و يا تاجيکستان . ما تاجيکستان را به هيچ وجه کمتر از تهران نمي دانيم که هيچ ، بلکه من صراحتا اعلام مي کنم که تاجيکستان در واقع ايراني تر از ايران کنوني است . پس اولين درسي که ما پان ايرانيست ها بيان کرديم اين بود که نمي خواهيم به عنوان يک سرزمين اشغال شده مناطق ديگر ايران بزرگ را نجات دهيم . زيرا ايراني ها در آن مناطق ساکن هستند. پس آرمان ما پيوند مجدد با مناطق تجزيه شده از "ايران" است.
"تاجيکستان" نمونه خوبي است. "تاجيکستان" سرزميني است که در اختيار ايراني نژادان بوده و هم اکنون از هر جهت ايراني تر از " ايران " کنوني است . آن ها مجسمه "لنين" خون خوار را به پايين کشيدند و مجسمه "فردوسي" را جايگزين کردند، در ساير مناطق ايران هم اوضاع همين گونه است. منطقه ميانرودان (در عراق) ، "کاخ عظيم تيسفون" و "طاق کسرا" ، از روابط ديرين مردم اين مناطق در محدوده ايران بزرگ حکايت كرده و دلالت دارد بر اين که آن جا پايتخت "ايران" بوده و سرزمين همه اقوام ايراني است.
شعار ما بايد اتحاد و يگانگي و نيرومندي و آزادگي همه اقوام ايراني بوده و به اين سمت حرکت مي کنيم که دولت بزرگ اتحاد و يگانگي همه اقوام ايراني در چهارچوب جامعه بزرگ ايران برپا کنيم.

تبريز نيوز: نقش "آقا محمدخان قاجار" و "عباس ميرزا"، در خنثي كردن توطيه هايي كه در قفقاز در جريان بود،چه بود؟

"محسن پزشكپور": "آقا محمدخان قاجار"، آخرين فرمانرواي جامعه بزرگ ايراني بود كه پيش از اعلام پادشاهي براي درهم کوبيدن توطيه هايي که در قفقاز در جريان بود به پا خاست و به اين دليل بيشترين فشارها و حملات متوجه شده و زمانيكه وي در شهر شوش به جان او سو قصد كردند و او را به قتل رساندند ،‌ در همان حال به قاتلان خود گفت ، "شما آقا محمد خان را نمي كشيد بلكه ايران را مي كشيد". كه همين طور نيز شد و آن حوادث پيش آمد. بطوريكه با امضا قرار داد ننگين " گلستان " در دوران "فتحعلي شاه" ، منطق عمده اي از ايران جدا شد كه سپس نوبت رسيد به قرارداد شوم "ترکمن چاي".
بايد بدانيم مسيوليت عمده آن شکست (امضا قرار داد ترکمن چاي) متوجه روحانيت آن زمان است. چرا كه پس از قرارداد "گلستان"، ايران نيرومندي خود را از دست داده بود و "عباس ميرزا"، که مردي مبارز و ميهن پرست بود مي دانست که ديگر امکان درگيري سريع با ارتش روس ها در ايران وجود ندارد. وي تلاش کرد تا روحانيت وقت را از دادن فتواي جهاد باز بدارد كه مؤثر واقع نشد. در رأس اين روحانيون "ملااحمد نراقي" بود که به شدت موضوع فتوا را دنبال مي کرد و بالاخره بدون اينکه به نظر "عباس ميرزا" توجهي کند اعلام جهاد داد و دولت خواب آلود وقت را به يک جنگ بررسي نشده اي کشاند. در نتيجه موجبات شکستي را که نتيجه آن انعقاد قرارداد شوم " ترکمن چاي" بود فراهم کرد.

تبريز نيوز:تا آن جا كه تاريخ به ياد دارد،‌ سرزمين اران و شمال رود ارس همواره بخشي از خاك سرزمين ايران بزرگ بوده است.از نظر طبيعي هم اين ناحيه قسمتي از فلات ايران به شمار مي رود ، به نظر شما چه اقدامات عملي و قاطعي براي بازپس گيري اين سرزمين بايد انجام گيرد؟
"محسن پزشكپور": همانطوريکه از آغاز مبارزاتمان بيان کرديم،توجه داشته و داريم که مي بايست ابتدا کوشش کرد حکومت ها در جامعه ايراني به يک "حکومت آرمان خواه" ، تبديل شوند. يعني آن ها هم اهداف "يگانگي جامعه ايراني"، را دنبال کنند . ما در هر مقطعي از زمان اين هدف را پيگيري کرده ايم. (در مورد مناطق مختلف ايران بزرگ) که نمونه يي از آن مبارزه يي بود که در مورد "بحرين" تحقق پيدا کرد.
عقيده ما بر اين است که حاکميت ملت قابل تجزيه نبوده و سرزمين هايي که در محدوده ملتي قرار گرفته همواره متعلق به آن مردم مي باشد. اين قراردادها عموماً تحميلي است.اين نکته را بايد بيان بکنم که خوشبختانه به دلايل گوناگون و شايد بيشتر به دليل مقاومت ملت ايران و مردم جامعه بزرگ ايراني هيچ يک از قراردادهاي تجزيه سرزمين ايران از يکديگر در يک مرجع قانوني به تصويب نرسيده و از جمله اين که در مورد "بحرين" هم کار بزرگ ما اين بود که نگذاريم برنامه شومي که بصورت تقديم طرحي از سوي نمايندگان به مجلس شوراي ملي بود و به صورت قانون درآيد و دولت خاين وقت ( هويدا ) ، تنها يک گزارش را به مجلس آورد (گزارش نمي تواند جاي قانون را بگيرد) و به همين ترتيب هيچ يک از قراردادهاي ديگر از جمله قرارداد "گلستان" و "ترکمن چاي" در يک مجلس ايراني (حتي مجلس غيرايراني) ، مطرح نشده و به تصويب نرسيده است .
پس چنين قراردادهايي نفوذ تاريخي و قانوني ندارد. قوانيني كه از مجالس ايران نگذشته طبق اصول حقوق بين الملل قابل اتکاء نبوده و مبناي حقوقي و تاريخي هم نداشته و محکوم به ابطال است. بطور قاطع "پان ايرانيسم" و "حرکت جامعه بزرگ ايراني"، در اولين شرايطي که پيش آيد باطل بودن چنين قراردادهايي را ( بطور عملي ) اعلام خواهد كرد.
تبريز نيوز:به نظر شما رژيم فعلي باكو تا چه ميزان از نظر مردم ايران مشروعيت دارد و آيا اصولا چنين رژيمي ، شايسته به رسميت شناخته شدن از سوي ما بود؟
"محسن پزشكپور": رژيم کنوني "باکو" و برخي ديگر از رژيم هايي كه در مناطق "ايران بزرگ"، مستقر هستند، مشروعيت لازم قانوني و تاريخي ندارند.

مسيله مشروعيت يکي از مهم ترين مواردي است که بايد به آن ها توجه شود. مشروعيت دولت ها در هر بخش از جامعه بزرگ "ايران"، منوط به اين است که از نظر مقررات بين المللي و احکام تاريخي از مشروعيت لازم برخوردار باشد. بنابراين بررسي سير حوادث نشان مي دهد که اين مناطق فاقد مشروعيت هستند .
آنچه که بايد مورد توجه ما بوده اين است که برابر مقررات و اصول تاريخي و بين المللي ساختارهاي سياسي چگونه برپا شده اند. اولين شرطي که هر نظام سياسي و اداري بايد دارا باشد آن است که مغاير با " حاکميت ملي " نباشد. حاکميت ملي عبارت است از اصولي که طي سال ها و دوره هاي تاريخي به يک ساختار سياسي و حکومتي منتقل مي شود و اگر حسب مقررات معقول تاريخ آن ملت و اهداف تعيين شده از سوي جامعه شناسي جهاني ، دولت هاي منطقه نتوانند ثابت کنند که بر چه خواسته و مبنايي مستقر شده اند، مشروعيت خود را از دست خواهند داد.
يکي از نزديکترين مناطقي که بايد مسيوليت بسياري از اين مبارزات ضد استعماري و ضد تجزيه و پراکندگي رو بپذيرد مردم تمامي آذربايجان هستند و مردم " باد کوبه" ـ که من ترجيح مي دهم به جاي باکو بگوئيم " بادکوبه" ـ و مردم مناطق ديگر از جمله " گنجه ".
من با خواندن چند بيت از "نظامي گنجوي" بسنده مي کنم، تا پيام ام را به تمام مردم آذربايجان چه در اين سو و چه در آن سوي ارس ـ که سرزمين " اران " ناميده مي شد و مي شود ـ رسانده باشم.
اين سروده يي است از نظامي گنجوي که در حدود 750 سال پيشتر مي زيسته و پيام او براي همه ي ما و فرزندان جامعه بزرگ ايراني راهنما است.

همه عالم تن است و ايران دل
نيست گوينده زين قياس خجل

چون که ايران دل زمين باشد
دل ز تن به بود، يقين باشد
تبريز نيوز:حزب پان ايرانيست به عنوان نهضتي پيوند دهنده – كه خواستار وحدت ايرن زمين در چهار سو مي باشد- در آينده چه سياست هايي را براي همكاري بيشتر با ساير كشورهاي برادر و همراه منطقه كه به هر حال بخشي از ملت ايران مي باشند در پيش رو دارد؟
"محسن پزشكپور": "ارمنستان" و "گرجستان" که دو منطقه مسيحي نشين بوده و هستند همواره به عنوان دو فرزنده خوانده ايران بوده اند. ملت ايران و حکومت هاي آگاه ايران ـ اگر بودند ـ در هر زماني اين دو فرزند خوانده را مورد حمايت و پشتيباني قرار مي دادند. و روابط اين ها با ديگر فرزندان جامعه بزرگ ايراني، روابطي بسيار حسنه بوده (اکنون هم چنين است).
بنابراين در مبارزات ضد استعماري، "پان ايرانيسم"، نگاه بسيار نزديکي به سرزمين هاي "ارمنستان" و "گرجستان" ، داشته و امروز هم بايد همين گونه باشد. در آغاز مبارزات (پس از 1320 ) ارامنه هم به مانند ساير ايرانيان ميهن پرست در کنار ما بودند.
ما اين دو فرزند خوانده تاريخ ايران را هرگز فراموش نمي کنيم. آن ها را به يک مبارزه هماهنگ در سرزمين قفقاز براي برپايي يک نظام (همه ايراني) و "متکي به فرهنگ و جامعه بزرگ ايراني" فرا مي خوانيم. توصيه من اين است که فرزندان پان ايرانيست نسبت به دو فرزند خوانده ايران در سرزمين قفقاز توجه و همدلي بيشتري نشان دهند.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 2:14  توسط ایرانی  | 

اتحاد اقوام جامعه ی بزرگ ایرانی

آنگاه که به پا خاستیم توطئه های حاکمیت فرقه ای را در هم می کوبیم.

هم میهنان ایرانی نژادان ایرانی تباران شما مردان و زنان آزاده و ضد استعمار شما کردان دلیر بلوچ های مبارز شمامردم نشسته در میان رودان و فرارود و نیزمردم جای گرفته در سرزمین قفقاز و دگر مردم آزاده ی ایران زمین و شما وابستگان به فرهنگ برومند ایرانی چه در ایران و چه جای گرفته در ایران برونی!

اکنون چونان بیش از شش دهه ی گذشته از تاریخ پر فراز و نشیب رزمندگان نهضت اهورایی پان ایرانیسم روی سخن نخستین سربازکوشنده ی این نهضت محسن پزشکپور(پندار) با شما یکایک عزیزان می باشد.سخنی است روشنگر و گویا از آنچه از آغاز به فرمان تاریخ و سرنوشت بدان اندیشیده ایم و در راه ایفای وظایفی که در این راه سرنوشت به عهده ی ما فرزندان جامعه بزرگ ایرانی گذارده است سرسختانه نبرد را ادامه داده و ادامه می دهیم .شیوه و سنت بیان سخنانی برخاسته از جوشش و خروش خون و فرهنگ ایرانی چنین بوده است که از آغاز خیزش رستاخیز تا آن زمان که در یاد و یادواره های ما بر جای مانده است و تا بدان زمان که نقش مبارزات با الهام از تاریخ هزارها ساله ی جامعهی بزرگ ایرانی بر صفحه های اندیشه های ما نقش بسته است فشرده و چکیده هایی را گرد آوردیم و برای اگاهی هم رزمان و نبرد جویان بیان داریم تا بدانند که حرکت و خیز ما به سوی کدام یک از خاک ریزهای روزهای آینده به پیش می تازد و در کدام یک از سنگرهای مبارزاتی که خود به پا نموده ایم و دشمنان و یاران اهریمن ما را به سوی آن فرا می خوانند ؛نبرد را ادامه می دهیم .و دیگر آنکه این خروش و فریاد برای اگاهی همه ی فرزندان جامعه ی بزرگ ایرانی از هر قوم قبیله و از هر سرزمین و شهر ودیار می باشد که به فرمان سرنوشت و بنابراحکام تاریخ ایران زمین و جامعه بشری باید مدافع آنان و برپاکننده ی نظام اجتماعی و سیاسی یگانگی و آزادی و سربلندی آنان باشیم.پس در این مقطع از تاریخ که جنبش آزادگی بخش اقوام ایرانی در راه گذر از گذرگاه های تاریخ می باشد برآنیم آنچه را از حوادث روزگار و به ویژه از یورش های نابکارانه ی دشمنان جامعه بزرگ ایرانی که پان ایرانیسم چونان نهضتی برگرفته از ریشه های تاریخ آنان را بر یکدیگر پیوند می دهد دیافته ایم بیان داریم و استراتژی نبردهای امروز و فردا را سامان دهیم تا در صحنه های درگیری بادشمنان ایران ودر راه آزادگی و بهروزی و یگانگی اقوام ایرانی درفش های نهضت برافرازیم .

ایرانیان و ایرانی تباران از هر قوم و در هر دیار که می باشیدبا توجه به آنچه بیان گردید اصول چند از آرمانهای نهضت واصول راهبردهای و استراژیک رستاخیز را بیان میدارم .هرچند که کم وبیش در کشاکش مبارزات پیشین پیرامون آنها سخن به میان آمده است اما از آنجا که بیان این اصول و توجه بر آن همواره ضرور است ونقش خائنانه ی دشمنان ملت بزرگ ایران را آشکار می سازد و بیان مکرر آن اصول چراغ راهنما و بیان کننده ی مسیر روشن مبارزات خواهد بود به بیان اصولی چند از آن مبادرت میشود:

1- به دنبال توطئه ها و نیز یورشهای نظامات حاکمیت فرقه ای و عناصر وابسته به ان مدتی است که این اقدامات از جهات گوناگون تشدید گردیده است که به مانند دهه ها و سال های متمادی تاریخ گذشته وحشت و نگرانی دشمنان ایران و در مجموع نگرانی همه ی سیاست ضد ایرانی و استعماری را از اتحاد و نیرومندی اقوام و تیره های فرهنگی و فلسفی و... به جامعه بزرگ ایرانی نشان می دهد.رستاخیزی که بیش از شش دهه ی گذشته از دل تاریخ و به وسیله ی تنی چند از فرزندان مبارز جامعه ی بزرگ ایرانی به صحنه های نبرد کشانیده همواره این کوشش ها با یورش ها و تجاوزات هیئت های حاکمه سرزمینهای ایرانی نشین رودررو شد. از ایران امروز گرفته تا دیگر سرزمین های اقوام ایرانی که دچار قید و بند تجزیه از یکدیگر شده اند این گونه یورش های استعمارگران و عوامل آنها ادامه داشته و ادامه دارد.

2- حرکت و جنبش وسیع اجتماعی که از دبیرستان امیر معزی و به وسیله چند تنی از دانش آموزان زمان بنیان گذاری شده بر راستای آرمان های برگرفته از تاریخ زیر آرنگ سرفراز یگانگی و اتحاد اقوام ایرانی بر ای برپایی ایران بزرگ و نیرومند و آزاد و آباد که بتوانددر برگیرنده ی همه ی اقوام و تیره های ایرانی باشد شکل گرفته و به جامعه عرضه گردید از همان آغاز مبارزات پیام یگانگی اتحاد به سوی فرزندان اقوام گوناگون جامعه ایرانی فرستاده شد و آنها برای همگامی در نبرد بزرگی که تاریخ و اجتماع قبول آنرا الزام آور می ساخت به جبهه های نبرد فرا خوانده شدند.

3- از همان آغاز مبارزات هر اندازه که این پیام ها و فراخوان نهضت گسترده تر می گردید و سرود یگانگی و رزم ضد استعمار در ایران زمین و در منطقه طنین انداز می شد هیات های حاکم و عوامل استعماری و احزاب وابسته به آنها به مقابله با نهضت برمی خاستند و برای از پادراوردن مبارزان نهضت از هیچ اقدامی کوتاهی نمی کردند .

تاریخ گذشته نهضت و مبارزات دختران وپسران و زنان و مردان و تمامی کسانی که در این مراحل در صفوف نهضت قرار داشتند حاکی از این نبرد شدید نهضت رهایی بخش پان ایرانیسم و حزب پان ایرانیست با صفوف بیگانه پرستان و عوامل ضد ایرانی است.بدیهی است در این مسیر تمامی یورش ها بر مبارزان نهضت وارد می آمد و در هر سطحی از مبارزات در هر مقطعی از زمان از شش دهه ی گذشته تا کنون چه در ایران کنونی و چه در برون ازمرزهای به اصطلاح سیاسی و بین المللی تمامی اقوام ایرانی مورد هجوم و یورش بوده اند و هستند.

نگرانی و وحشت سیاست های استعماری که زنجیرهای تجزیه را بر دست و پای اقوام ایرانی فرو بسته اند بدان حد بوده و هست که از هیچ توطئه و یورشی برای جلوگیری از گسترش نهضت های وحدت خواه اقوام ایرانی و سرزمین های ایرانی خودداری ننموده اند.بدین سبب جنبش مقدسی که از دل تاریخ ریشه گرفت و در اقیانوس عظیم موجودیت جامعه ی بزرگ ایرانی ادامه نبرد داد ودر این مرحله با دیگر حرکت های موجود در این دریای بیکران جامعه ایرانی هماهنگ گردید همواره مورد عناد و دشمنی و توطئه های نابکارانه ی هیئت های حاکمه و عوامل و وابستگان به دیگر سیاست های استعماری و ضد ایرانی بوده است.

4- اعمال دشمنی و انجام یورش های ضد قانونی و در مواردی ضد انسانی بر مبارزات نهضت و رهبران آن از هنگام برپایی یورش های ضد ایرانی 22 بهمن 1357 تاکنون علیه پان ایرانیسم و حزب پان ایرانیست به آنجا رسیده است که گذشته از قتل مبارزان و رهبرانی چون دکتر محمدرضا عاملی تهرانی ((آژیر)) و نیز به زندان افکندن و مصادره ها و غارت اموال و حقوق اجتماعی و سیاسی مبارزان پان ایرانیست حتی حاکمیت فرقه ای در مورد اتحاد و یگانگی احزاب برادر ایرانی چونان حزب پان ایرانیست و حزب دموکرات کردستان ایران دست به اقدامات مذبوحانه و رسوائی می زند که نمونه ای از آن اعلام تشکیل حزب موهوم و مشابه پان ایرانیست می باشد که چونان اقدامات ناروا و رسوای دیگر از این قبیل نمونه ها است.

5- هم میهنان مبارزان پان ایرانیست و شما نبرد جویان دلیر کرد و نبرد جویان تاجیک افغانستانی و فرزندان دیگر جامعه ی بزرگ ایرانی به شما اطمینان می دهم که اینگونه یورشها و تهدیدها و توطئه های حاکمیت فرقه ای و دیگر عوامل دست آموز سیاست غیر ایرانی هرگز نمی تواند در مسیر مبارزات ما را متزلزل نماید.ما پان ایرانیست ها و شما کردها و شما بلوچ ها و شما تاجیک ها و افغانستانی ها و دیگر فرزندان ایران بزرگ از این حوادث بسیار دیده ایم ما دشمنان پان ایرانیسم را که دشمنان اتحاد یگانگی همه ی ایرانیان می باشد رسوا خواهیم ساخت همانگونه که تا کنون چنین بوده است .

6- شما بدانید که بر پرچم های نبردجویان پان ایرانیست و دیگر فرزندان ایرانی پیام های پیروزی نقش بسته است.در این مرحله از نبرد نیز سرسخت و مقاوم و پیروز خواهیم بود که ما را ازاین دسیسه ها و توطئه ها باکی نیست .

پاینده ایران          برقرار باد اتحاد همه ی اقوام و تیره های ایرانی .          محسن پزشکپور(پندار)

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 1:57  توسط ایرانی  |